السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
231
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
صدايى از طرف مسجد خيف به گوش ابراهيم طنين انداز شد كه اى ابراهيم رؤياى صادقانه تو اينك تحقق يافت أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا [ 1 ] در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق ( ع ) اين گونه آمده است : امپراطور روم از حسن بن على ( ع ) پيرامون هفت موجودى كه هرگز در رحم مادران خويش نبودهاند سؤال نمود و آنحضرت در پاسخ او نوشتند : اولين آنها آدم ( ع ) است و بقيه عبارتند از : قوچى كه براى قربانى به نزد ابراهيم فرستاده شد ، ناقه صالح ، ابليس ، مار و كلاغ كه نام تمام آنها در قرآن ذكر گرديده است . [ 2 ] همين سؤال را شخصى از اهالى شام از اميرالمومنين ( ع ) پرسيد كه آنحضرت در پاسخ به اين موارد اشاره فرمودند : آدم ، حواء ، قوچ ابراهيم ، عصا يا مار موسى ، ناقه صالح ، خفاش عيسى . [ 3 ] در « علل الشرايع » آمده است كه « ابان بن عثمان » از امام صادق ( ع ) سؤال كرد چگونه « طحال » يا سپرز گوسفند از محرمات است در حالى كه به هنگام قربانى و بدل ذبيحه جزئى از بدن آن حيوان بهشتى بود ؟ حضرت در پاسخ ابان فرمودند : هنگاميكه قوچى از كوه ثبير در مكه معظمه به جهت قربانى به نزد ابراهيم آمد . ابليس از آنحضرت خواست تا سهم او را از آن حيوان به دو بخشد . ابراهيم ابتدا از اعطاى سهم او طفره مىرفت تا اينكه به امر خداوند طحال و دنبلان آن گوسفند را به ابليس بخشيد چرا كه آن دو محل تجمع خون و مجراى نطفه حيوان هستند و به همين خاطر از محرمات مىباشند . همچنين خداوند نخاع را حرام نمود چرا كه آن محل جهش نطفه در حيوانات است . [ 4 ] در كتاب « كافى » در حضرت رضا ( ع ) روايتى بدين مضمون وارد گشته است : اگر خداوند حيوانى برتر از گوسفند وجود مىداشت حتما آن را فديه اسماعيل قرار مىداد . [ 5 ] مرحوم « طبرسى » در مجمع البيان مىفرمايد : ابراهيم كه راز قربان كردن فرزندش
--> [ 1 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 225 . [ 2 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 271 . [ 3 ] عيون اخبار الرضا - ج 2 - ص 221 و خصال - ج 1 - ص 323 و علل الشرايع - ص 495 . [ 4 ] علل الشرايع - ص 562 . [ 5 ] كافى - ج 6 - ص 31 .